جوان و مشکلات جنسی (صراط) ، Young and sexual problems
بررسی الگو های جنسی و شیوه های برخورد با آنها
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

داستان های زناشویی

اما


بانگاهی متفاوت


                                                                      همسرداری میرزا جواد آقای تهرانی

میرزا جواد آقا تهرانی در یکی از شبها، دیروقت به منزل می‌آیند، در منزل که می‌رسند، متوجه می‌شوند کلید منزل همراهشان نیست، به خاطر رعایت حال خانواده شان که در خواب هستند، از در زدن خودداری کرده و با توجه به این که هوا هم قدری سرد بوده است، در کوچه می‌مانند و تا اذان صبح همانجا قدم می‌زنند.
هنگام اذان که اهل خانه می‌باید برای نماز صبح بیدار شوند، آقا در می‌زنند و وارد خانه می‌شوند، یکی از فرزندان ایشان که از این قضیه خبردار می‌شود، سؤال می‌کند چرا زنگ نزدید؟ 
ایشان می‌گویند: شما خواب بودید، زنگ من موجب اذیت و آزار شما می‌شد!
نقل دیگری را هم فرزند ایشان شنیده است که گویا همسر ایشان در رؤیا می‌بینند که مرحوم آقا پشت در منزل نشسته اند، لذا بیدار شده و هنگامی‌که در را باز می‌کنند می‌بینند که آقا آنجا منتظرند. 

زیبائی و نظم در خانه و زندگی

خانه ایشان بسیار جالب و دیدنی بود ، وسائل و لوازم منزل به طور منظم چیده شده بود، مثلا" رنگ پرده‌ها که خیلی ساده بود ولی متناسب با رنگ منزل بود. بقیه وسائل موجود در خانه نیز چنین بود. 
علت اینها را از مرحوم آقا پرسیدند که مثلا" چرا اینقدر مرتب و منظم است؟ 
ایشان فرمودند: 
موقعی که من ازدواج کردم همسرم از خانواده آبرومند و نسبتا" متمکنی بود، و من گفتم که طلبه هستم و چیز زیادی ندارم و آنها بدین صورت قبول نمودند، ولی بعدها می‌دیدم هر وقت اقوام و خویشان همسرم به منزل ما می‌آمدند، خانه سرو سامان خوبی نداشت و باعث خجالت و شرمندگی همسرم می‌شد. 
لذا بخاطر احترام به همسرم و رضایت او منزل را به این صورت درآوردم که مشاهده می‌کنید و این موجب رضایت و خشنودی او شد. 
زینت منزل فقط به خاطر رضایت او بوده نه برای تمایل خودم به تجملات و زرق و برق دنیوی. ( البته خانه و فرش مربوط به یکی از اقوام آقا بود و بعضی از وسائل خانه هم توسط همسرشان که تمکنی داشته اند تهیه شده بود)


 

همکاری و همیاری با خانواده

همسر ایشان از سادات علویه بود علاوه بر احترام زیادی که آقا برای ایشان قائل بودند، هر وقت هم که فرصت یاری می‌نمود در خانه یار و کمک کار ایشان بودند؛ اساسا" ایشان به کسی زحمت نمی‌داد مخصوصا" در امور شخصی خویش تا آنجائی که می‌توانستند و قدرت و توان داشتند خودشان انجام می‌دادند، تا آنجا که از همسر خود نمی‌خواستند که مثلا" لباسهایشان را بشویند، بلکه این همسر شان بود که با توجه به اخلاق مرحوم آقا از ایشان می‌خواستند که لباسهایشان را برای شستن در اختیار ایشان بگذارند.
و باز هم به سادگی حاضر نمی‌شدند ، گاها" نیز دیده می‌شد که جارو به دست گرفته و حیاط منزل را جاروب می‌زنند و این در حالی بود که راه رفتن با عصا برایشان مشکل بود. !




درباره وبلاگ

سلام میکنم خدمت تمامی دوستان خوبم
رشد افراد بستگی به خانواده آرام داره
از طرف دیگه هرچه دربرخورد با مسایل جنسی در خانواده آگاهانه تر جلو برویم شاهد خانواده آرام تر خواهیم بود
آمار نشان میده اکثر درخواست طلاقها از ارضا نشدن طرفین از همدیگر هستن
اکثر بد اخلاقی های درخانه ریشه در مسایل جنسی داره
اکثر خراب شدن جوونای مجرد ، معتاد شدن ها و... از اینجا شروع میشه که جوون ما نمیدونه در برخورد نیروی جدیدی که در وجودش ایجاد شده چه باید کرد
این وبلاگ در نظر داره مسایل زناشویی ، روابط خلاف دین و عرف( زنا ، لواط ، گی ها و...) و خود ارضایی را بررسی و راه حل هایی برای آنها داشته باشه
امیدواریم بتونیم خدمتی کرده باشیم
مدیر وبلاگ : محمد کاظم محمدی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات